|
زندگی رسم خوشایندی نیست ، زندگی اجبار است ، لاجرم باید زیست...
|
روزها را تندتند علامت می زنم
تا زودتربه روز ديدار تو نزديك شوم،
اما با تصور چشم های بی تفاوت تو...
چه آسان تمام روزهای عمرم را پاره می كنم
تا حتی به ديدنت هم نرسم!!!
ای کاش غم ها نبود و من در سرودن شعر فقط لبریز ازاحساس شادی و شعف بودم.
ای کاش تو در کنارم بودی تا همیشه برایت زمزمه ی دوست داشتن سر دهم.
ای کاش فاصله نبود تا بعد مسافت را احساس نکنم.
ای کاش خستگی نبود تا چشمان زیبایت را خسته نبینم.
ای کاش احساس من اجازه می داد تا فریاد بزنم که دیوانه وار
دوستت دارم
ای کاش میدانستی که برای من لحظه ها بی تو قرن میگذرد و من الان چندین قرن پیر شده ام.
ای کاش به سوی من آیی تا آرزوی ای کاش هایم تمام شود


بهش بگين نشست به پات
بهش بگين نيومدی
بگين هنوز دوست داره
با اينكه قيدشو زدی...