تبليغاتX
( ز چشمت چشم آن دارم که از چشمم نیندازی )

(به چشمانت که چشمانم به چشمانت گرفتار است)

مسافر خسته - پاییز...
زندگی رسم خوشایندی نیست ، زندگی اجبار است ، لاجرم باید زیست...

 

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 14:53  توسط مسافر  |